تبليغاتX
آشيانه ای برای عشق

آشيانه ای برای عشق

امروز خورشید درخشان‌تر است 

و آسمان آبی‌تر 

نسیم زندگی را به پرواز می‌کشد 

و پرنده آواز جدید می‌سراید 

امروز بهاری دیگر است 

در روز تولد مهربان‌ترین 

در میلاد کسی که چشمانم با حضورش بارانی است 

امروز را شادتر خواهم بود 

و دلم را به میهمانی آسمان خواهم برد 

جشنی برای میلادت بر پا خواهم کرد 

تمامی گلها و سبزه‌ها در میهمانی ما خواهند سرود 

ای مهربان‌ترین 

روزهای زندگی هر روز گوارا باد 

میلادت مبارک 

+نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390ساعت0:59توسط بانو مهسا | |


دست مرا بگیر،به آن دورها ببر
من را به خواب تک تک انگورها ببر...


+نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت16:13توسط بانو مهسا | |

برای رسیدن به تو

راهم را گم نمی کنم

همه ی زمین جای پای توست

رنگین کمان نگاهت

پل پرنده و پرواز است

ای همه حضور

در کوچه باغ دل عطر محبت برجای می گذاری

کسی از جنس ابریشم

به من گفته است

ترا گم نخواهم کرد

همه ی آسمان ستاره چشم های توست

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت15:3توسط بانو مهسا | |

دل سپردن از برای زندگی کردن "چه زیبا ست!

گاه تلخ و گاه شیرین"گاه چشم انداز رویاست

دل سپردن ها چه آسان" دل بریدن ها چه سختست!

عاشقی و بی قراری" جان خریدن ها چه سختست!

نازنینم در پناهت" در وجود پر زآهت

در میان دست گرمت" پاکی قلب چون ماهت

برگ ریزان خزانم را به خاموشی سپردم

فصل سرد غصه هایم را به خاموشی سپردم

تو همیشه در سکوتم از نوای عشق گفتی

از وجود مهربانت" نامه های عشق گفتی

پس چه شد آن مهربانی"آن وفای زندگانی؟

آن همه مهرو محبت"آن بهارجاودانی؟

+نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت10:45توسط بانو مهسا | |

 

بیا عشق را غرق معنا کنیم

غم لاله ها را تماشا کنیم

بیا پا به پای مسا فران خیال

رو به میعادگاه رویا کنیم

بیا در فصل کوچ پرستوها

همراه آنان سفر به فردا کنیم

بیا در نگاه آبها وآیینه ها

باز مضمون تازه پیدا کنیم

بیا بازدر انتظار دیدار هم

بیشه ی نو را تماشا کنیم

بیا همچو گل عاشق نور شویم

شب و روز رابا هم آشنا کنیم

بیا با خدا صمیمی شویم

ازاو بازغزل تمنا کنیم

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت0:36توسط بانو مهسا | |

سال نو را به همه دوستان خوبم تبریک عرض می کنم.

امیدوارم در این سال" جدید روزهای هرچه زیبا تر در کنار خانواده ودوستان داشته باشید وبه آرزوهایتان برسید!
باید دعا کنیم و بعد از آن تلاش کنیم تا در این سال فرازهای باشکوه زندگی را بوجود بیاوریم وآنها را به خوبی درک کنیم!
فرازهای با شکوهی مثل...
جریان آرام یک رودخانه
وزیدن یک نسیم ملایم
یک مکان آرام وروحانی
قدم زدن در پارک
خیره شدن به آسمان در شب
رقصیدن زیر باران
پروازآزاد ورها ازغم
دست یاری دادن به دیگری
لبخند یک کودک
دست تکان دادن برای غریبه ای که به ما لبخند می زند!
گوش دادن به یک دوست
دیدن یک دوست واقعی وقتی در شرایط سخت است
نگه داشتن تصویر عشق در زهن
دیگران را در اشتباه باقی نگذاشتن!
دانستن اینکه یک انسان چقدر عمر می کند!
در کنار دیگری بودن
هنگام اشک ریختنش
بخشیدن یک نفر از ته قلب و
همه اینها یعنی عاشق بودن!
با آرزوی سالی خوب وخوش وسرشار از موفقیت برای شما!

+نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت23:7توسط بانو مهسا | |

 

 

دل گمراه من چه خواهد کرد

با بهاری که می رسد از راه ؟

با نیازی که رنگ می گیرد

در تن شاخه های خشک وسیاه؟

دل گمراه من چه خواهد کرد

با نسیمی که می تراود از آن

بوی عشق کبوتر وحشی

نفس عطرهای سرگردان

لب من از ترانه می سوزد

سینه ام عاشقانه می سوزد

پوستم می شکافد از هیجان

پیکرم از جوانه می سوزد

هر زمان موج می زنم در خویش

می روم"می روم به جایی دور

بوته گر  گرفته خورشید

سر راهم نشسته در تب دور

من زشرم شکوفه لبریزم

یارمن کیست"ای بهار سپید؟

گر نبوسد در این بهارمرا

یار من نیست" ای بهار سپید

دشت بی تاب شبنم آلوده

چه کسی را به خویش می خواند؟

سبزه ها" لحظه ای خموش "خموش

آن که یار منست میداند!

آسمان می دود زخویش برون

دیگر او در جهان نمی گنجد

آه"گویی که اینهمه آبی

در دل آسمان نمی گنجد

در بهار" او ز یاد خواهد برد

سردی و ظلمت زمستان را

می نهد روی گیسوانم باز

تاج گلپونه های سوزان را

ای بهار" ای بهار افسونگر!

من سراپا خیال او شده ام

در جنون تو رفته ام از خویش

شعرو فریاد و آرزو شده ام

می خزم همچو مار تبداری

برعلفهای خیس تازه ی سرد

آه با این خروش واین طغیان

دل گمراه من چه خواهد کرد؟

( زنده یاد فروغ فرخ زاد)

+نوشته شده در شنبه هفتم اسفند 1389ساعت22:39توسط بانو مهسا | |

اینک از هر زمان به تو نزدیکترم

به تو و احساسی

که به زیبایی ماه است

و به آرامش خواب

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت14:36توسط بانو مهسا | |

رویای من
در این جهان
نیست بجز خیال تو
میلاد من
در این خزان
نیست بجز بهار تو
هستی من
در این میان
نیست بجز برای تو
بامن بمان
بامن بخوان
چون که وجود و هستیم
نیست جز احتیاج تو ...

+نوشته شده در چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت23:8توسط بانو مهسا | |

تو گل سرخ منی

تو گل یاسمنی

تو چنان شبنم پاک سحری ؟

نه

از آن پاکتری

تو بهاری ؟

نه

بهاران از توست

از تو می گیرد وام

هر بهار اینهمه زیبایی را

هوس باغ و بهارانم نیست

ای بهین باغ و بهارانم تو

سبزی چشم تو

دریای خیال

پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز

مزرع سبز تمنایم را

ای تو چشمانت سبز

در من این سبزی هذیان از توست

زندگی از تو و

مرگم از توست

تو گل سرخ منی

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت23:16توسط بانو مهسا | |

تمام حقوق این وبلاگ متعلق به آشیانه ی عشق می باشد 

هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است